شماره 14 : هفته چهارم مهرماه 1392 : انسانیت خود را دریابیم :: نشریه دانشجویی پهپاد

نشریه دانشجویی پهپاد

دانشگاه امام صادق(علیه السلام)
نشریه دانشجویی پهپاد
نشریه دانشجویی پهپاد با هدف رصد تربیت اسلامی و مرجعیت علمی در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) از اسفند 1391 آغاز به کار کرد.این نشریه با تیراژ هفتگی به رصد فعالیت های دانشجویان و مسئولین دانشگاه می پردازد.
نویسندگان

انسانیت خود را دریابیم!

مردمان را دیدم

شهرها را دیدم

دشت ها را، کوه ها را دیدم

آب را دیدم، خاک را دیدم

نور و ظلمت را دیدم

و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت دیدم

جانور را در نور و جانور را در ظلمت دیدم

و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم

سهراب سپهری

و چه زیبا گفت سهراب، با الفاظ نازک خود، و شاید سنگین و عمیق! الفاظی که باید بر کوه ها بار شوند تا قدرشان معلوم گردد: «و بشر را در نور ظلمت دیدم». در مقام تفسیر این تک مصرع سهراب نیستم تا بگویم گفتنی هایی را که دگران در کتب ها و سخنرانی های خود اظهار کردند. ولی باید بگویم چیز را که دگران هایی گفتند و ما شنیدیم و عمل نکردیم (بلکه نشنیدیم) و امروز به شما می گویم، باشد که مفید واقع شود...

و اما دانشجو، قسمی از اقسام بشر. ولی دانشجوی مسلمان معنای دیگری دارد. خود بهتر می دانید که منظور کدام است. بگذارید کمی جزئی تر بنگرم، دانشجوی مسلمان امام صادقی علیه السلام. چه زیباست آن گاه که نام امامی علیه السلام بر سر در این دانشگاه و کارت های دانشجویی دانشجویانی که در آن هستند، نقش بسته باشد که روزگاری و هنوز هم آوازه ی عمیق علمی او بر بلندای تارک اسلام و حتی جهان درخشان بوده است.

و ما الآن حاملان نام آن امام همام هستیم، امام محمد جعفر صادق علیه السلام . به راستی چقدر ارج می نهی بر این نام! خودم را با این سؤال مشغول کردم، با خجالت باید بگویم: هیچ. شاگردان امام صادق علیه السلام چه ویژگی هایی داشتند؟ آیا ما الآن این ویژگی ها را داریم؟ بگذارید وارد شوم در جای دیگر تا خجالت نکشیم. امام ما اسوه ی تقوا و دینداری بود. چقدر خود را به این اسوه نزدیک ساختیم؟ نمی دانم داستان آخرین وصیت را می دانید؟ آن گاه که امام را جور منصور عباسی، در بستر آورد، امام تمام خویشان و اهلان و شاگردان خویش را جمع کردند تا آخرین سخن را بگویند. چه زیباست آخرین سخن امامی که روزها و شب ها در کنارش درس ها آموختند. بدون شک مسئله ی مهمی خواهد بود. در روایت آمده است: «إنه لما احتضر أبی عبد الله قال لی: یا بنی إنه لا تنال‏ شفاعتنا من استخف بالصلاة») فیض کاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافی - اصفهان، چاپ: اول، 1406 ق). به راستی، چند بار به نماز جماعت نیامدیم؟! شاید در این باره بهتر باشد بگویم چند بار نماز جماعت رفتیم؟! از نفس خود می پرسم. باز هم خجالت می کشم. به راستی چه باید گفت بر این خوش خیالی! چه قصه ی  پرغصه ای باید نقل کرد و چه روایت مضحکانه ای باید روایت نمود؟

و اما بعد، این بار نوشتم این نوشته را، نه به عنوان یک دانشجوی امام صادقی علیه السلام  و نه به عنوان یک دانشجوی مسلمان، و نه به عنوان یک دانشجو، و نه به عنوان یک جوان، بلکه نوشته ام به عنوان یک انسان. انسانی که درد را در نفس خود فراموش کرد و نیاز را از خود دور ساخت و چه نیکوست کلام خدا: « إِنَّ الْانسَانَ لَیَطْغَى، أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنى‏»(سوره ی علق-6و7). می نویسم به عنوان یک انسانی که هزار راه نرفته، بلکه کیلومترها هم در گمراهی رفته است. اما بی قراری موهبتی است که خدا بر بندگان خود مرهمت می کند. آری! درد را خدا از انسان دور نکند که هیچ دیگر نخواهد داشت.

و اما بی قراران، نغمه ها را با بارن می خوانند و عشق را با خدای خود تقسیم می کنند. این هم بد نیست. ابتدای راه توبه کنندگان همین است. توبه هدیه ی الهی به بنده گناهکاری مثل من بود تا هرگز از رحمت او ناامید نشود و او را در همه حال بخوانم. دوستان امام صادقی من، نشود که آفت غرور وجودمان را بگیرد و گمان کنیم که بسیار عالی هستیم و در صراط مستقیم واقع می باشیم، که سقوطمان حتمی و قریب الوقوع خواهد بود. بیاییم همین جا به همه ی دوستان خود، هم اتاقی خود، هم کلاسی های خود، همه و همه در دانشگاه و خارج از آن، بار دیگر نگاهی از روی عشق و دوستی کنیم. تواضع را بیاموزیم که افتادگی ارزش دارد، به نقل از آن شعر که درختان افتاده میوه های زیاد دارند.و الا هر سرو بدون میوه هم سینه را سپر خواهد کرد.

شاید بارانی در حال بارش باشد. می گویند خداوند در نزول باران رحمت خود را وسیع کرده و دعای هر دعاکننده ای را مستجاب می کند. بد نیست دعا کنیم که منتقم خون مولایمان حسین علیه السلام  هم زود بیاید. البته بعد از آن که اصلاح شدیم نه این که آقا بیاید و تازه به فکر اصلاح ما باشد. باشد طور دیگری دعا کنیم، شاید دعای قشنگ تری باشد: خدایا، هرچه سریع تر دل های ما را به نور ایمان و تقوا و بصیرت روشن بدار تا مولایمان خون دل کمتری بخورد و زودتر ظهور نمایند.

توبه هم فراموش نشود که صداها زودتر به خدا برسد:

خدایا مرا ببخش

به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر می کردم تنها هستم

به خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی و من نمی آمدم ؛ مرا ببخش

به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردم

به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و هیچ کدام در خانه ی تو نبود ؛ مرا ببخش

والعاقبة للمتقین

بهروز فتاحی

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی