ادب سرا :: نشریه دانشجویی پهپاد

نشریه دانشجویی پهپاد

دانشگاه امام صادق(علیه السلام)
نشریه دانشجویی پهپاد
نشریه دانشجویی پهپاد با هدف رصد تربیت اسلامی و مرجعیت علمی در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) از اسفند 1391 آغاز به کار کرد.این نشریه با تیراژ هفتگی به رصد فعالیت های دانشجویان و مسئولین دانشگاه می پردازد.
نویسندگان

۱۱ مطلب با موضوع «طنز :: ادب سرا» ثبت شده است

تخس بچه

دانشجویی را دیدم که کمیتش در درس لنگ بود و در اذیت و آزار دوستان رهوار . شبی در بلوک شیش مرا به حجره خویش در آورد. همه شب نیارامید و سخنان پریشان گفت، از لُعبت pes  و هنر پیشگان بیگانه تا خاطرات هزیمت های شبانه به حجره ی کدبچگان بی آزار، و خلاصه هرآن چه که سمع بنده از دانشجویی نشنیده بود بیان نمود، حقا که بچه ای بود تخس.

چون قوه ی گفتنش به پایان رسید، گفت: ای دوست تو نیز سخنی بگوی از آن چه دیده ای.

گفتم:

آن شنیدستی که پیری تیره بخت

چون که بیرون می شد از این تاج و تخت

گفت یاران مرا آگه کنید

کاین همه دارد تقاصی سخت سخت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۲ ، ۰۱:۳۱
Pahpad isu

گاهِ نماز

در مجلس یکی از دوستان به گعده بنشسته و چنان به گفت و شنود مشغول  که زمام زمان ز دستمان در رفته بود... در داغ گعده بودیم که ناگهان بانگ اذان برخاست...

با نوای اذان گعده از هم گسست و هر کس جهید تا وضو ساخته و مهیای نماز گردد.

چون جمع به سمت ادای فریضه دویدند، در این میان  یکی از دوستان را دیدم که بنشسته و جم نمی خورد، وی را گفتم: الصلاه ،گاه نماز است به مسجد تو نیایی؟

گفت : رزرو ندارم!

آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی

مستان تو خواهم که گزارند نمازم

---

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۲ ، ۱۶:۰۱
Pahpad isu

استخر ندیده

در ایام تحصیل، ممتاز بچه ای، استخر ندیده را دیدم که در دستش دهها بلیط استخر بود، تعجب کردمی که چه رخ داده است، او که تاکنون استخری ندیده بود چرا بدین حد مشتاق شده و پیشاپیش بلیط تهیه کرده، بهتر دانستم که مسألت را از خودش جویا شوم.

گفت: این ها را به خاطر ممتاز بودنم به من داده اند، غافل از این که من استخر را حتی یک بار هم ندیده ام.

به اندیشه رفتم، یاد آن حکایت شیخ اجل در گلستان افتادم یاد همان عجیب شهری که سگ را وانهاده و سنگ را بسته بودند، خوشتر نبود آنکه چنین امتیاز را به ممتازان می داد از ایشان پرسش می نمود که اشناگرید یا نه! یا اقل آنکه به اشناگران هم می دادند و یا اینکه به ممتازان اشناگری هم می آموختند...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۰۰:۳۹
Pahpad isu

ادب سرا

گستاخ بچه ای سرکش بر رفیق دانشجویش هتاکی می نمود، دانشجوی هم کوتاه نیامدی و هر لفظ کز دهان ناادب برون شدی ، سه تا بر آن فزوده پاسخش می داد...

پیره کدی خوش مرام که تجربتی بس عمیق داشت به دانشجو این گونه گفت:

ای کدپایینی! با بدکاران به نیکی رفتار کن که به پیروی از تو راه نیکان برگزینند.


محمد آشوری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۲ ، ۱۹:۱۸
Pahpad isu

ادب سرا

                                          

شبی در حلقه رندان دانشگاه به گعده در آمده بودیم، پیره کدی که از دکتری فارغ شده بود، خاطراتی از بدایت تحصیلش می گفت:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۲ ، ۲۰:۴۶
Pahpad isu

ادب سرا

تالار یا پیست!

 

نیم شبی در ایام امتحانات در بستانمان قدم می زدم تا اینکه ناگاه به محفلی در شدم، رکابی دیدم بر مرکب ها سوار ، چنان به تاختن مشغول که گویی از پی شکار

توگفتی نباشد توقفی در کارشان  و یوزان را طاقت شکارشان . چونکه چشمانم سنگینی مینمود مشعوف از تماشای رهروان به منزل رجعت کرده و خسبیدم.

دیگر روز که هوای غم به دلم وزیدن گرفته بود به قصد ترویح و تماشای خیل رکاب راهی آنجا گردیدم ولی هرچه نظر افکندم جز اندک عده ای که عدادشان از گیسوان حسن کچل تجاوز نمی کرد سالکی دگر نیافتم ،چون صحنه را اینگونه یافتم غمم فزونی نمود، دراندیشه رفتمی که چگونه باشد، شبی چنان بتازند که مردان راهوار به گردشان نرسند و شبی دگر میدان رها سازند ؟ مرا بایستی که از سرشان سر در آورم.بدین منظوراز راکبی جویا شدم قضیت را.

ظریف اینگونه پاسخم داد:

کلید گنج سعادت قبول اهل دل است

مباد آن که در این نکته شک و ریب کند

 

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد

که چند سال به جان خدمت شعیب کند

 

محمد آشوری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۲ ، ۰۰:۲۰
Pahpad isu

شب بی خوابی

در بدایت فصل تحصیل ،طایفه  ای از دانشجویان،از بامداد گذشته  بر آستانه ی بلوکی به حلقه در آمده ،گویی که خوابیدن فراموشیده ،بی وقفه در قهقهه و غوغا استاده بودند، جوانه کدی کز شدت ضجیج متاثر گردیده بود ، خواب پریده، بیرون آمد و گفت:

دوستان من، مر شما را خواب نیست که اسباب زحمت دیگران ساخته اید؟ او را گفتند برو کد پایینی! و به کار خود ادامه دادند.

... به هنگامه صباح همان کد بچه را دیدم که کالج را ترک می گفت، علت را جوییدم اینگونه گفت: خوف این دارم که چند صباحی دیگر بسان این قوم گردم....


محمد آشوری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۲ ، ۱۹:۳۵
Pahpad isu

در تشویق به درس

 

این دفعه از کدبالایی بشنوید

شخص او نبود حقیقی، مَش نوید

 

ای پسرجان درس خود را وا نذار

تا که پایان ترم باشی زار  زار

 

درس خواندن چون موتور جت ای عزیز

اولین نکته،گزینه روی میز !

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۲ ، ۱۹:۰۸
Pahpad isu

ادب سرا
1) آشفته حالی متاخر وارد کلاس شد. صاحبدلى بر او بگذشت، گفت: تو را هنگامه خواب چندست؟ گفت: فزون از نیم شب بعد از ادای لیل . گفت: پس چرا زحمت خود دهى؟ گفت: از بهر خدا مى خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر که این گونه شب تو میخوابی/ ببری رونق مسلمانی

 

2) یکى ازدانشجویان استادى را پرسید که از امتحانها کدام افضل است؟ گفت: آنکه وجبش بیشتر باشد و خطش دلربا تر.

 

محمد آشوری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۱
Pahpad isu
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۷ مهر ۹۲ ، ۱۴:۰۰
Pahpad isu
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۸ مهر ۹۲ ، ۲۱:۳۳
Pahpad isu